کدام اختیار؟

این اواخر در مورد مسئله جبر و اختیار داشتم با دوستی که گه گاه به وبلاگم  سر میزنه بحث میکردم ،بهتر دیدم این موضوع رو تحت  یک مطلب اینجا بیارم:

شاید در ابتدای امر خیلی ساده به نظر برسه که این سوال خیلی وقت پیش از این حل شده .مثالی میزنم و تحت اون بحث رو ادامه میدم:

    در بین ملل مختلف مردم یک کشور دارای خلقیات، اداب و در  زندگی روزمره از تصمیمات مشابه بر خوردارند ، ریز تر بشیم مردم یک شهر بیشتر بهم شبیه اند و باز مردم یک محله و باز افراد یک خانواده .

     چرااین اتفاق باید بیفته و این شباهتها ازکجامیاد؟(( از استثنا ها صرف نظر کنید )) این قرابتها ناشی از شباهت در :

1)ژنتیک

2) تجربیات

3) میزان تفکر

اگر راحتتر بگم ،این جوریه که دستگاه تصمیم گیری این افراد متشابه است و هر تصمیمی  در این دستگاه مثل یک نقطه اس که میشه با این محور ها ((سه محوری که در بالا ذکر شد)) مختصاتش رو پیدا کرد. انسانها ذاتا از کلمه جبر خوششون نمیاد البته این هیچی رو عوض نمیکنه ما مجبوریم تصمیماتمون رو تو این فضای سه بعدی بگیریم . اما میشه با افزایش طول این محورها حجم بزرگتری پیش رو خودمون ببینیم ولی باز اسیر این دستگاهیم .


      تا اینجا شاید خیلی این بحث محلی از اعراب نباشه اما بیایم به این نکته توجه کنیم اگر فردی جای فرد دیگری متولد میشد این دستگاه تصمیم گیری برای دومی هم مشابه اولی بود پس لاجرم تصمیمات هر دو یکسان بودند پس جزا و عقابی در کار نباید باشه با این وصف  معاد و روز حساب تکلیفش چیه؟

((این بحث  خیلی راحت مطرح شد تا زیاد خسته کننده نشه ولی کمی پیچیده تر از اینحرفهاست))

غامض ترین پرسش هستی

یه سوال :

کسی میتونه فلسفه خلق انسانهای بی خود  رو توضیح بده ؟

 اگر کسی به این پرسش پاسخ بده جوانی رو از نگرانی در آورده و کمک بزرگی به ایشان نموده

در این مورد حتی دکترعلی شریعتی هم به نتیجه نرسید و در کتاب هبوط اش نوشت :

((شاید بشود برای هر پرسش فلسفی یا هر معمایی راه حل آورد اما من نمی توام فلسفه خلق انسانهای بی خود را درک کنم .))این نقل (به مضمون)از کتاب هبوط اثر استادعلی شریعتی بود.

معمای منطفی جالب ((معمای شمیت ،جونز،رابین سون))

1- شمیت، جونز و رابین سون از کارمندان یک قطارند. یکی مهندس است و دیگری ترمزبان

 

و سومی آتشکار قطار. ما نمی دانیم کی چه کاره است. در این قطار سه سرنشین نیز به همین نام

 

 ها سوارند که هر یک در شهرهایی متفاوت زندگی می کنند. از این اشخاص اطلاعات دیگری

 

 هم در دسترس است.

 

2 - رابین سون سرنشین، در لوس آنجلس زندگی می کند.

 

3 - ترمزبان در اوهاما زندگی می کند.

 

4 - جونز سرنشین، دیر زمانی است که همه معلومات جبری دوره دبیرستانی خود را فراموش

 

کرده است.

 

5 - سرنشینی که با ترمزبان همنام است در شیکاگو زندگی می کند.

 

6 - ترمزبان با یکی از سرنشین ها که در فیزیک و ریاضیات خبره است، به یک کلیسا می

 

روند.

 

7 - در بازی بیلیارد، شمیت کارمند همیشه بر آتشکار پیروز می شود.

 

اکنون می خواهیم با در دست داشتن این اطلاعات مهندس قطار را پیدا کنیم.

معما منطقی جالب .

خدایان منطق و استدلال

 

الف و ب دوست دارند که خودشان را خدایان منطق و استدلال معرفی کنند. برای آزمایش آنها شخصی این معما را طرح کرد: شما باید اعداد طبیعی X و Y را پیدا کنید. در مورد این اعداد می‌دانیم که Y از X بزرگتر است و X هم از یک بزرگتر است. همین‌طور می‌دانیم که مجموع X و Y از ۱۰۰ کمتر است. بعد از اینکه به الف حاصل ضرب این دو عدد و به ب حاصل جمع این دو عدد گفته شد، مکالمه زیر در گرفت:

الف: با این اطلاعات من نمی‌توانم این دو عدد را پیدا کنم.
ب: می‌دانستم.
الف: حالا می‌توانم آنها را پیدا کنم!
ب: حالا من هم می‌توانم!

با فرض درست بودن صحبت‌های الف و ب، اعداد X و Y کدام هستند؟‌‌ (استفاده از کامپیوتر برای حل مسئله مجاز است).

((خوب این معما رو کسی میتونه حل کنه ؟ جواب ها تون رو بنویسید لطفا. معما های جالبتون رو هم همینطور.))