مثل یک عن دماغ شده ام

که به میز کهنه ای چسبیده

که به این زندگی بگیر و بچسب

که به این زندگی بگیر و بشاش!!!!!!


پ.ن 1:  نتیجه فلسفه ی هایدگر اول بنظر من همینه!!!!!ارتباط اضطراب (( به عنوان اساسی ترین مشکل آدمی که  اگزیستانسیالیستها در قالب رمان بسیار مورد تاکید قرار دادن))، دازاین و ساخت سه وجهی اون ، چیستی انسان ، مسئله زامبی در فلسفه ی ذهن ، نحوه ی غلبه بر اضطراب ، اصالت زندگی ، انسانشناسی هایدگر ، ارتباط نظامهای ایدئولوژیک و انسان از نگاه هایدگر اول ، تازه محتوای آثار سارتر ، بکت ، کامو و.....وهمه و همه در همین بیت مستتره به جان خودم.